تبليغاتX
اکیپ باحال....

با بهترین و زیباترین لحظه ها........
خانه | آرشيو | پست الكترونيك | گروه راه نرفته

اطلاعات وبلاگ اکیپ باحال....

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
مدیر وبلاگ : بچه های مدیریت

دفترچه خاطرات


هفته اوّل تیر 1387

هفته چهارم اردیبهشت 1387

هفته اوّل اردیبهشت 1387

هفته اوّل فروردین 1387

هفته چهارم بهمن 1386

هفته سوم دی 1386

هفته اوّل دی 1386

هفته سوم آذر 1386

هفته اوّل آذر 1386

هفته سوم مهر 1386

هفته اوّل مهر 1386

هفته چهارم شهریور 1386

هفته سوم شهریور 1386

هفته اوّل شهریور 1386

هفته سوم مرداد 1386

هفته اوّل مرداد 1386

هفته چهارم تیر 1386

هفته دوم تیر 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته اوّل خرداد 1386

هفته سوم اردیبهشت 1386

هفته چهارم فروردین 1386

هفته سوم فروردین 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته سوم اسفند 1385

هفته دوم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385

هفته چهارم بهمن 1385

هفته سوم بهمن 1385

هفته چهارم دی 1385

هفته سوم دی 1385

هفته دوم دی 1385

هفته اوّل دی 1385

هفته چهارم آذر 1385

هفته سوم آذر 1385

هفته دوم آذر 1385

هفته اوّل آذر 1385

هفته چهارم آبان 1385

هفته سوم آبان 1385

هفته دوم آبان 1385

هفته اوّل آبان 1385

هفته چهارم مهر 1385

هفته سوم مهر 1385

هفته دوم مهر 1385

هفته اوّل مهر 1385

هفته چهارم شهریور 1385

هفته سوم شهریور 1385

هفته دوم شهریور 1385

هفته اوّل شهریور 1385

دوستان هميشه با وفاي اکيپ باحال


.:: سروش هاستینگ ::.

محبوب دلها.....

باغ تنهایی ها( احسان عزیز)

دلم مثل دلت خونه شقایق( محمد )

جوونای باحال ایرونی سلام ( آیدا جون)

دلکده حرفای دلم( عسل خانوم)

سرناد (آقا مهدی)

زندگی مثل یه خوابه(آقا کامیار)

دانلود انواع نرم افزار( آقا حامد )

جاوا استار

هو یار

چشم به راه...

وبلاگ رسمی شوهر مژگان خانوم

عشق بازیچه ای در دست نامردان

عشق من عاشقم باش

مروارید عشق

همیشه عاشق اما....

دنیای زندونی( اسی)

چشم ایران...

سراچه خیال...( الهه خانوم)

تنهاترین مسافر

عشق و رفاقت(داش علیرضا)

اشعار عاشقانه من

غریبانه( محمد آقا و آقا جواد)

آشیانه عشق ما

نگهبان آتش

میکده دات کام

آتیش بازی(سما جون)

باز...باران

میبد

دوستاني كه پيش ما آمدند


آمار بازديدكنندگان :
كاربران آنلاين :

جستجو



طراحي وبلاگ


سروش هاستینگ

 

مادرم روزت مبارک...

ShirinaK.com - کارت پستال های تبریک روز مادر

 السلام علیک یا ام ابیها فاطمةالزهرا(س)

عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست

                                                گیتی ارض است و این گوهر جوهر اوست

 در فخر و شرافتش همین بس که زخلق

                                                    احمد پدر است و مرتضی شوهر اوست

 

ولادت ام الا ئمه حضرت زهرا(س) بر شما دوستان عزیز مبارک باد

ShirinaK.com - کارت پستال های تبریک روز مادر

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من

 هنگام روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کردی.

هنگام پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام ساختی.

 هنگام بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

 هنگام اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

 هنگام تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

هنگامِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

ShirinaK.com - کارت پستال های تبریک روز مادر

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

 روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....  

      مادرم روزت مبارک...

+ ¤ نوشته شده در ساعت 1:46 AM دست نوشته ای از بچه های مدیریت

 

...

بنام حضرت حق

داشتم تو خیابون قدم می زدم که یک دفعه نیگام افتاد به این مغازه

خیلی واسم آشنا بود

خیلی خیلی آشنا

یکم که فکر کردم .... تازه دو ریالیم افتاد

آره ، درسته ، خودشه

حدود یکسال و نیم پیش ... داشتم از همین خیابون رد می شدم ... با خودم گفتم بیام و یک کامنتی بذارم

ولی خدائیش این مغازه از اون روز ( یک و نیم سال پیش ) هیچ تغییری نکرده همه چیز مثل اون روز جمعه ست ...

حتی جای صندلی ها عوض نشده ، ولی ما .... ما آدما تو این مدت چقدر عوض شدیم .... حالا چقدر و چرا ؟؟ خدا می دونه

البته این ذات آدماست

بگذریم ...

 

من فقط اومدم تا یه سری بزنم و برم ...

اومدم که بهتون بگم نائب الزیاره ی همه ی شما در کنار ضریح منور حضرت معصومه سلام الله علیها هستم

البته اگر قابل باشم ....

منو از دعای خیر خودتون فراموش نکنین

 

یا علی

+ ¤ نوشته شده در ساعت 1:6 PM دست نوشته ای از بچه های مدیریت

 

داستان دوستیمون

 

چند سال پيش در حاليكه قلبهامون تاپ تاپ مي كرد اسممون رو تو قبولي هاي كنكور ديديم و هر كسي رفت دنبال سرنوشت خودش،

 

ما يه ترم جديد رو تو دو تا رشته ي مختلف تو دو تا شهر مختلف تجربه كرديم و نمي دونم چي شد كه تصميم گرفتيم تغيير رشته بديم  و اين طور بود كه داستان دوستي قشنگمون شروع شد ...

 

از اولين روز آشناييمون تو اتاق مسئولين دانشگاه كه براي ثبت نام رفته بوديم تا امروز ، لحظه به لحظش پر از خاطرات قشنگ و دوست داشتنيه ، كه گاهي، وقتي به اون روزاي خوب و دوست داشتني فكر مي كنيم بي اختيار اشك تو چشمامون جمع مي شه ، انگار كه بارون تو چشمامون خلاصه شده ...

 

چه روزاي خوبي بود روزاي با هم بودن ... و اما امروز ...

 

بالاخره پايان ناممون هم داره به اتمام مي رسه ... امروز از پروژمون هم دفاع كرديم البته بيشتر زحمتاش با ليدا جون بود كه جا داره ازش يه تشكر ويژه بكنم ... اميدوارم دوستيمون تا ابد ادامه داشته باشه ...

 

 

 

برای لیدا جونم ...

 

تنها برای تو می نویسم برای تو که برق چشمانم را زنده می کنی

 

برای دستان تو که گرمای عشق را خجالت زده می کند

 

برای لبانت که جز ترنم محبت را نمی بوسند

 

برای تپش های قلبت که نبضم را به زدن وا می دارد

 

با توست که روز و شبم معنا دارد

 

تنها برای تو می نویسم

 

 

برای تو که ... !!!

 

بهترینی

 

+ ¤ نوشته شده در ساعت 1:57 PM دست نوشته ای از بچه های مدیریت

 

تبریک سال نو و تکذیب شایعه

          

با سلام به تمام دوستان عزیز...

 و تبریک ویژه ی سال نو...

 

یک سال گذشت و چهار فصل

خدای من!! یک سال گذشت..

هرچه کردم دیدی وهر چه بخشیدی وعفو کردی ندیدم

خدای من!! یک سال گذشت و چهار فصل

هراسان شدم، پناهم دادی..

بیمار شدم،شفایم دادی

آرامش و امنیت که رسید، طبیب و پناه را از یاد بردم

خدای من !!! یک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه

 پی تقدیر نیکو،پرسان می گشتم، شب قدر مرا خواندی..

پر از عشق و معرفت تا طلوع فجر گریستم

و دستان ملتمسم به آسمان بلند بود،

 قلم رحمتت بر صحیفه بی تقدیرم خواست

که بنگارد تقدیر نیکویی را

 

هیهات!!!

 

با آفتاب فردایش تقدیری دیگر را جست و جو کردم

 وبار دیگر آرزوی خیسم خشکید و بر باد رفت.

خدای من..

یک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه

 و سیصد  و شصت و پنج روز

 

هر روز بر سجاده عبادت به رسم عادت زانو می زدم

 که ذکر تو گویم پیشانی بندگی بر تربت آن نازنین می نهادم

و بندگی هزاران معبود دیگر می کردم

و لحظه لحظه هایش معبود یگانه را از یاد می بردم

 

خدای من یک سال گذشت و چهار فصل و ...

چه می گویم..؟؟!!! خدای من!!

سال ها گذشت..پنج، ده، بیست

هر چه کردم  دیدی و هر چه بخشیدی

 و عفو کردی ندیدم خدای من ،

چگونه است که همچنان دوستم داری و به محبت می خوانی ام؟؟

چگونه است که رهایم نمی کنی؟

چگونه است که هر گز، هرگز از تو ناامیدنمی گردم

این چه رسم خدایی است؟

 

در پایان هم واسه تمام دوستان خوب خودم

 سالی پر از مهر و محبت و برکت با دلی شاد آرزو دارم

 

  و یه چیز دیگه اینکه شایعه ی هر ازدواجی

 را از بیخ و بن نادرست دانسته و آن را تکذیب می کنیم...

 و خواهشمندیم از دوستان که لطف بفرمایند

و دیگه اینجور خبر های چاخانی را ذکر نکنند..

با تشکر..

بر و بچ مدیریت 83

                         

+ ¤ نوشته شده در ساعت 0:0 AM دست نوشته ای از بچه های مدیریت

 

....

قفس داران سکوتم را شکستند

دل دائــــــــم صبورم را شکستند

 

به جــــرم پا به پای عشق رفتن

پـــر و بـــال عبـــورم را شکستند

 

مــــــرا از خلوتم بیـــرون کشیدند

چـه بی پروا حضورم را شکستند

 

تمنـــــــا در نگاهم مــــوج می زد

ولی رویـــــــای دورم را شکستند

 

یه نفر

+ ¤ نوشته شده در ساعت 11:51 PM دست نوشته ای از بچه های مدیریت

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك | رفتن به بالاي صفحه ]

 


© All Rights Reserved by http://ecipebahale83.blogfa.com ©
© Design by : Soroosh Karimi www.sorooshk.com ©